| ایرانیان خارج کشور و کمک به فرايند دانش اندوزی در کشور |
شاید این بحث کمی عجیب و غریب و یا حتی سخنی تکراری و کلیشه ای به نظر برسد. ولی قصد من وارد شدن به بحث های تکراری نیست. چند وقت پیش یکی از دوستان به نکته جالبی اشاره کرد که برایم بسیار تازگی داشت. بگذارید قبل از طرح آن نکته زمینه بحث را با این سوال فراهم کنم که به نظر شما ایرانیان خارج از کشور چگونه می توانند به فرایند دانش اندوزی در داخل کشور کمک کنند؟ همانطور که گفتم قصد من از طرح این سوال تکرار مکررات و یا حتی بحث ازبازگشت نخبگان ایرانی به داخل کشور یا موارد مشابه نیست. بلکه سوال از روش های عملی و ممکن برای ایجاد ارتباط علمی بیشتر میان دانش جویان و استادان ایرانی داخل و خارج از کشور است. شاید شما نیز با من هم عقیده باشید که دسترسی به منابع علمی در داخل ایران چندان ساده نیست. گرچه در دنیای امروز بسیاری از منابع مطالعاتی از مقالات علمی گرفته تا سایر منابع آموزشی به صورت آن لاین در دسترس دانشجویان و محققان است، دانشجویان و اساتید داخل کشور با محدودیت های بسیاری در این زمینه مواجه اند. هنوز هم بسیاری از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی داخل ایران توان اشتراک مجله های علمی روز دنیا را ندارند. حال یشنهاد عملی و ممکن برای مشارکت ایرانیان خارج از کشور در فرایند دانش اندوزی در داخل کشور آن است که فرهیختگان ایرانی خارج از کشور متشکل از اساتید و دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل و تحقیق در خارج کشور به یاری محققان و دانشجویان ایرانی در داخل کشور بشتابند. روش کار بسیار ساده است.
به نظر می رسد که این کوچک ترین کاری است که فرهیختگان علمی در خارج از کشور می توانند در کمک به فرایند دانش اندوزی در داخل کشور عزیزمان ایران انجام دهند. از طرفی دیگر این امر می تواند منافعی متقابلی عاید اعضای گروه نماید. به طور نمونه دانشجویان شاغل به تحصیل در خارج از کشور که همکنون به کمک همتایان خود در داخل کشور می پیوندند ممکن است پس از بازگشت به ایران بتوانند با استفاده از سایر اعضای گروه نیاز های خود به منابع علمی را تامین کنند. به این منظور به اتفاق چندی از دوستان بنای گروهی با نام اندیشه ایرانی را گذاشتیم تا در راستای این هدف گام بردارد. طبیعی است که این ایده هنوز خام است و تا عملی شدن ان و کار کرد مطلوبش نیاز به فرصت و تجربه می باشد. همیاری و همفکری شما در این گروه و ارائه نظرهای سازنده تان می تواند به بالندگی این حرکت کمک نماید. و اما آدرس گروه اندیشه ایرانی: |
|
یکشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٥ - خاطراتچی | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دوچرخه همه فن حریف: نه دوچرخه حمل معلولين |
گرچه به قول آقا رضا این دوچرخه برای اثاث کشی و حمل بار جون می ده ولی این دوچرخه برای اثاث کشی منزل نیست. بلکه این دوچرخه برای حمل و نقل چرخ معلولین است. خوب عکس های بعدی را نگاه کنید. در هلند تقریبا برای هر کاری یه نوع دوچرخه ای دارند ولی این نوع دوچرخه را برای اولین بار بود که می دیدم.
شاید روزی دیگر: بگذارید کمی از فضای دوچرخه و دوچرخه سواری بیاییم بیرون. یک سوال عجیب و غریب:به نظر شما زکات دانش ایرانیان خارج از کشور چیه؟ در این مورد سخن ها دارم و باز طرح های آفتاب ندیده بسیار. تا بعد. |
|
پنجشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٥ - خاطراتچی | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| شبی ساکت ساکت ساکت زير آسمان رتردام |
ساعت داره کم کم یک نیمه شب می شه. هنوز نخوابیدم. راستش نتونستم بخوابم. همین دیروز بود که همسایه بالایی مون یک تکه کاغذ انداخته بود توی خونه مون. نوشته بود ما فردا شب یک جشن داریم و ببخشید اگه اذیت می شوید، سعی می کنیم دیگه تکرار نشه. اون شبی که می گفتند امشبه. از کله شب شروع به بزن بکوب کردند. صدای آهنگشون سقف رو هم میلرزونه و بالا و پایین پریدنشون اعصاب خورد کنه. نمی دونم اینها خودشون چطوری این آهنگ بلند دیش دیش دیشدینی را تحمل می کنند. حالا تا کی می خواهند ادامه بدهند خدا می دونه. ولی یک شب دیگه هم همین برنامه را داشتند و من صبح حدود ساعت ۶ که بیدار شدم دیدم هنوز صدای آهنگشون می اید. آهنگ که می گم از این آهنگ های تکنو گوش خراشه که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه. اون دفعه چند بار با دسته جارو به سقف کوبیدم طوری که سقفمون هم سوراخ شد ( البته این فم های ضد صداش ) ولی چاره ساز نبود. این بار که دیگه خودشون پیشاپیش نامه عذر خواهی هم داده اند. راستش از همون اولی که دیدمشون ازشون خوشم نیومد. همین بالای ها مون را می گم. خیلی مشگند زیاد از حد. چه می شه کرد. حالا خدا را شکر ما یکی دو ساعت اول شب را نبودیم. جاتون خالی رفته بودیم جشن نیمه شعبان، مراسمی بود توی شهر لاهه در مسجد پاکستانی ها. البته بانی مجلس سفارت ایران در هلند بود. برنامه خوبی بود : یک سخنرانی سه زبانه ( فارسی-عربی-ترکی) و بعدش برنامه مولودی و آخرش هم شام. یه آقایی مولودی می خوند و دستیارش هم کنارش نی می زد و یکی هم هم آوایی می کرد. داشتم فکر می کردم شادی ها ما چطوره و شادی ها و پارتی های بعضی از این هلندی ها چطوره. گاهی فکر می کنم که اگه شور شادی همراه با شعور نباشه خیلی پوچ و تهی می شه. |
|
یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٥ - خاطراتچی | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| از یارانه سوخت تا راه دوچرخه رو |
چند وقتی است که اخبار مربوط به تخصیص بودجه برای واردات بنزین را دنبال می کنم و منتظرم ببینم که آیا بالاخره راه حلی برای این درد بی درمان یارانه هنگفت بنرین و واردات اون پیدا می شه یانه. شوخی نیست بنا ست چیزی حدود سه میلیارد دلار به واردات بنزین از خارج از کشور اختصاص پیدا کنه. دیدن خبر افتتاح یک مسیر دوچرخه رو بین کرمانشاه و سراب نیلوفر دوباره مرا به فکر همان طرح های آفتاب ندیده ام انداخت. اما خبر:
الان می گید این بابا دوباره رفت سراغ داستان همیشگی دوچرخه و دوچرخه سواری در هلند. چرا که نه؟ شاید شما هم اگر طعم شیرین استفاده از دوچرخه را چشیده بودید و می دیدید که این ارابه دوچرخ چه کارها که نمی تواند بکند، با من هم عقیده می شدید. معرفی دوچرخه بعنوان یک وسیله نقلیه شهری: گرچه دوچرخه معمولا به عنوان یکی از وسایل متداول حمل و نقل شهری به حساب نمی آید ولی تجربه کشورهایی چون هلند شاهد این مدعا است که دوچرخه نیز می تواند به عنوان وسیله ای نقلیه حداقل برای مسافت های متوسط در سطح شهر ها تعریف شود. البته ترویج دوچرخه سواری نیز نیازمند ایجاد بسترهایی همچون ایجاد مسیر دوچرخه است ولی حداقل خود این وسیله انچنان سرمایه بر نیست. ادامه دارد .... اگه حال و فرصتی داشتید این دو مطلب ( جای خالی مسير های دوچرخه رو در تهران ، دوچرخه سواری دوای درد ترافيک تهران ) را هم بخوانید. |
|
چهارشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٥ - خاطراتچی | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| نگاهی طنز آميز به اوضاع پزشکی در هلند |
اگر روزی گذرتان به هلند افتاد و خدای نکرده مریض شدید، مبادا فکر رفتن به دکتر در ذهنتان خطور کند. بهترین راه آن است که در گوشه منزل استراحت نمایید تا مریضی تان خود به خود بهبود یابد. اگر باور نمی کنید، خوب امتحان کنید. داروی شفابخش: باید خدمتتان عرضه دارم که پزشکان هلندی در طبابتشان به دارویی شفا بخش دست یافته اند که درمان تمامی بیماری هاست. در اینجا به آن پاراسی تامول گویند. فکر نکنید داروی جدیدی کشف شده ، نه این قرص همان استامینوفن خودمان است( با تشکر از یک دوست) که برای هر درد بی درمانی تجویز می شود. بسته به شدت بیماری ، نوع تجویز آن متفاوت است . اگر خیلی ناخوش احوال باشید برای شما شیاف پاراسی تامول تجویز می شود. البته این نکته را نباید فراموش کرد در هلند پزشکان در تجویز دارو بسیار محتاطند و در تعداد داروهای یک نسخه معمولا بیش از یک دارو نیست ( گویا در ایران نیز تلاش های در این زمینه انجام گرفته است). برخلاف برخی اطبای وطنی که از همان ابتدا قوی ترین دارو را تجویز می کنند در اینجا سعی می شود تا درمان مرحله به مرحله انجام گیرد. البته شنیده ام که شرکت های بیمه ای نیز بر کار پزشکان نظارت دارند و در صورت تجویز داروی بیش از اندازه از ادامه همکاری با آن پزشک خودداری می کنند. نظام ارجاع: وقتی شنیدم که در ایران نیز بناست نظام ارجاع را اجرا کنند، کمی نگران شدم. در اینجا هر فرد باید دکتری را به عنوان پزشک خانواده خود برگزیند و بدون اجازه او نمی تواند به پزشک متخصص مراجعه کند. اینکه هر پزشک خانواده دارای تعداد محدود و مشخصی بیمار است از جهتی خوب و از جهت دیگر بد است. از سویی آن پزشک پرونده کامل مریض های خود را دارد ولی از سوی دیگر سطح اطلاعات و مهارت پزشک به دایره افرادی خاص محدود می شود. گذشته از آنکه دایره انتخاب بیمار بسیار محدود می شود و وی عملا نمی تواند به پزشکی حاذق تر مراجعه نماید. نظام رایانه ای: یکی دیگر از جنبه های تفاوت پزشکی در ایران و هلند را می توان در استفاده از رایانه دانست. پزشکان هلندی معمولا در طبابتشان از رایانه و اینترنت استفاده می کنند و نسخه ها نیز به صورت تایپ شده صادر می گردد. این امر تا حدودی از اتکای پزشکان به محفوظات می کاهد و از بروز برخی از اشتباه ها در تجویز دارو می کاهد. شاید این نیز جالب باشد که پزشکان هلندی معمولا نظر مریض را در مورد دلیل بیماری اش می پرسند سوالی که اگر در ایران پرسیده شود حمل بر بی سوادی پزشک می شود. البته شاید نتوان حکم کلی کرد ولی اگر در مقام مقایسه براییم ، پزشکان ایرانی بسیار حاذق تر از پزشکان هلندی هستند. این نکته را می توان از گلایه بسیاری از ایرانی های مقیم هلند نسبت به ناتوانی پزشکان هلندی در تشخیص به موقع بیماری شان تایید نمود. گرانی دارو: این نیز یکی از جنبه های تفاوت نظام درمانی ایران و هلند است. برخلاف ایران که دارو در آن بسیار ارزان است، در هلند قیمت ها بسیار بالا است. شاید همین امر نیز تا حدودی در کنترل میزان مصرف ان موثر باشد. گرچه بیمه های هلندی به طور معمول تمامی هزینه درمان را بازپرداخت می کنند ولی همان گونه که اشاره شد شرکت های بیمه ای هم نظارت هایی دارند. تقویت بنیه دفاعی بدن: شاید این تجربه بسیاری از ایرانیانی که به هلند امده اند باشد که نظام پزشکی هلند که در آن دارو بسیار محتاطانه تجویز می شود کم کم موجب تقویت نظام دفاعی بدن می شود. تازه واردان به هلند در ابتدا زیاد مریض می شوند و چون مانند ایران مثل نقل و نبات برایشان دارو تجویز نمی شود، مکانیزم دفاعی بدنشان قویتر می شود و با گذشت مدتی کمتر مریض می شوند. شاید اگر در ایران نیز به محض بروز هر سرماخوردگی کوچک افراد با انبوهی از قرص و آمپول درمان نمی شدند هم بدن ها مقاوم تر می شد و هم مصرف دارو این چنین سر به فلک نمی گذاشت. البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت بالا بودن رطوبت هوا در هلند نیز در کاهش ابتلا به برخی بیماری ها موثر است. این نکته نیز قابل توجه است که برخلاف ما که در فصل سرما بسیار می پوشیم ، هلندی ها چندان از لباس گرم استفاده نمی کنند، با این وجود به نظر می رسد که همین امر به آنها کمک می کند که بدن هایشان مقاوم تر باشد و کمتر مریض شوند. نکته پایانی: این نوشته طنز آلود تنها به جلوه های از نظام درمانی در هلند پرداخت که عمدتا متکی بر مشاهدات و یافته های فردی است. این نکته را نیز باید افزود که هر نظام درمانی نکات مثبت و منفی خاص خودش را دارد و باید ارزیابی کلی از ان داشت. بعلاوه، برای دستیابی به برداشتی بهتر و علمی تر می باید به مطالعات تجربی انجام گرفته مراجعه نمود. البته لازم به ذکر است که برای طولانی نشدن متن از ذکر و تفصیل برخی مطالب صرف نظر شده است.
|
|
چهارشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٥ - خاطراتچی | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| مطالب پیشین |
| RSS Feed |
| وب نوشت گروهی ایروا |















